دیروز رئیسجمهور با هیأت همیشه همراهش به صورت سرزده به مجلس رفت تا
از لایحه هدفمند كردن یارانهها دفاع كند. ولی سرانجام نامهای به مجلس
داد كه در آن درخواست پس گرفتن این لایحه مطرح شده بود. البته مجلس هم
لایحه را پس نداد.
آدم یاد واسونكهای قدیمی میافتد كه در احوال خواستگاریها میخواندند.
نون و پنیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
فرش حصیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
كماج شیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر ارزونیتون. طرحو نمیدیم. بهتون.
كلی وزیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
هوار هوار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
شام و ناهار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
نقش و نگار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
راه فرار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
اسفندیار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
صد تا شعار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار ارزونیتون، طرحو
نمیدیم بهتون.
تار سیبیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل
ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
دسته بیل(1) آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(2) ارزونیتون طرحو نمیدیم بهتون.
هلو(3) و شلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(4)، هلو و شلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
هیچی دلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(5)، هلو و شلیل، هیچی دلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
(این مباحث مهمه و مذاكرات مفیده 4 سال ادامه دارد...)
پانوشته:
1، 2، 4 و 5 - اشاره به خبر ورود هزاران دسته بیل از اندونزی در خردادماه سال جاری.
3- منظورم هیچ وزیری نیست. منظور همان هلو و شلیل عادی است
به گزارش الف، متن كامل اين نامه به اين شرح است:
حضرت آيت ا... آملي لاريجاني
رئيس محترم قوه قضاييه
با سلام و احترام، با يادآوري مفاد بند 5 اصل يكصد و پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي مبني بر اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين، بهعنوان يكي از پنج وظيفه عمده قوه مستقل قضاييه پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت به استحضار ميرساند كه در طي سالهاي نسبتاًطولاني نمايندگي مجلس شوراي اسلامي، بارها و بارها با همه وجود ادراك ميكردم كه بعضاً از مجلس قوانيني ميگذرد كه بالقوه داراي آثار و پيآمدهاي معطوف به وقوع جرم و برخوردار از استعداد تجلي بهصورت جرم بالفعل است و تلاش بسيار مينمودم تا بين جرم خيزي ناشي از قانونگذاري و وظيفه پيشگيري از وقوع جرم در قوه قضاييه نسبت معناداري برقرار و تلاش آن قوه در اين خصوص را در مبادي تصميمگيريهاي منجر به وقوع جرم و نه در مواجهه با مجرمان بعضاً متأثر از شرايط اقتصادي، اجتماعي معطوف به قانونگذاريهاي مجرم پرور، از رونق بايستهاي برخوردار ببينم. ليكن بديهي است در غربت تفكر سيستمي و نظاممند، قوه قضاييه را امكاني و يا اشتياقي به حضور بايسته در مراكز مهم تصميمگيريهاي اينچنيني و جلوگيري قانوني از تصميمات مولد جرم و مجرم نباشد و توفيق آن قوه صرفاً در افزايش نرخ رشد مختومه كردن پروندههايي كه چه بسا با درايت و تدبير سيستماتيك ميتوانند اصولاً فرصت گشايش نيابند متجلي گردد.
اينك مطرح بودن بررسي لايحه "هدفمندكردن يارانه ها" در مجلس شوراي اسلامي را فرصت مغتنمي براي طرح مجدد اين مهم دانسته و از حضرتعالي براي پيشگيري از وقوع جرمهاي انفرادي و اجتماعي، در عرصه ذهن و حيات اجتماعي ملت مسلمان ايران كه بهواسطه تصويب و اجرايي شدن اين لايحه در شرف ساماندهي است استمداد ميطلبم. چرا كه هوشمندي و آيندهنگري در تدبير امور مملكتي ايجاب ميكند تا امواج خروشان مشكلات اقتصادي و به تبع آن سياسي و اجتماعي و فرهنگي ناشي از تصويب ايدهاي كه حتي تقديم كنندگان و تصويب كنندگانش،امواج تورمي و توان بالاي تخريبي كاهش قدرت خريد عمومي آن و در نتيجه فقيرتر شدن طبقات مختلف مردم ايران را كتمان نميكنند در زمان مناسب خود پيشبيني و تصميم مقتضي پيشگيرانه در قبال آن اتخاذ گردد.
حضرتعالي به خوبي واقف هستيد كه كاهش عمومي قدرت خريد مردم (كه حتي در صورت جبران نقدي قسمتي از آن هم، تحقيقاً به وقوع ميپيوندد) براي بخشهاي زيادي از مردم شكاف درآمدي و طبقاتي ايجاد و در مواردي براي بخشهاي ديگري احساس اين شكاف را در جامعه دامن ميزند و در زمانهاي حساسي كه به دلايل شناخته شده ديگري ، "سرمايه اجتماعي" هم از مختصات بايستهاي برخوردار نباشد، به توليد و باز توليد مستمر انحرافات و مفاسد دامن ميزند و امواج سهمگين آن ، اركان مناسبات اجتماعي و اقتصادي مردم را به نابودي تهديد مينمايد. اين بيان ، نه حاصل توهمات و يا نگرانيهاي يك معلم اقتصاد، كه معطوف به قوانين و سنن اجتماعي بعضاً بدون تغيير و تحويل است كه چنانچه علل تامه پديدهاي را تدارك ببيند لحظهاي در تحميل خويش درنگ و معذوري ندارند.
آشكار است كه آنچه تحت عنوان هدفمند كردن يارانهها در مجلس مطرح است عنوان نامتناسب با محتوايي است كه اراده اصلي آن افزايش قيمت حاملهاي انرژي است و معلوم نيست جز آن، كدامين هدف يا اهدافي را تعقيب مينمايد؟ اينجانب در جاي ديگري به لحاظ اقتصادي استدلال كرده ام كه نه هدف كسب درآمد براي دولت ، نه هدف گرفتن حقوق ملت از كساني كه ادعا ميشود انرژي بيشتري از ديگران مصرف ميكنند (ادعايي كه هيچ زماني به اثبات نخواهد رسيد)، نه هدف حمايت از مستحقان كه به قضاوت موارد مندرج در گزارش مطروحه در مجلس حداقل نيمي از ملت ايران را تشكيل ميدهند و البته به زعم دولت تا هفت دهك جمعيت كشور را هم ميتوان جامعه هدف دانست، نه هدف كاهش مصرف (بهخاطر كشش ناپذيري تقاضا براي مصرف فرآوردهها) و نه هدف حمايت ازتوليد (بهخاطر تلقي ارزان فروشي حاملهاي انرژي كه خود معلول است بهجاي علت و پرداخت به آن) ظرفيت عملياتي ندارند و در اين مكتوب كه صرفاً عرضحالي حقوقي براي جلوگيري از لطمه به منافع ملي به محضر رئيس محترم قوه قضاييه است ضرورتي به طرح آنها نيست ليكن با اذعان به قول مشترك همة مدافعان ايدة افزايش قيمتهاي انرژي و كالاهاي اساسي و آب و برق ميتوان پيشبيني كرد كه نتايج حاصل از اجراي احتمالي اين قانون، اقتصاد ايران را به ركودي بسيار عميقتر از آنچه هست و ميل به سرمايهگذاري را به خاطر تورم ناشي از ، هم فشار هزينه و هم فشار تقاضا، به كاهشي اساسي تهديد مينمايد و هزينههاي دولت را به ضرورت جبران كاهش ارزش دريافتيهاي كاركنان و همچنين هزينههاي عمراني آنقدر افزايش ميدهد كه قطع وابستگي هزينههاي جاري به درآمدهاي نفتي همچنان جزء روياها و آرزوهاي ملت ايران باقي خواهد ماند و در عين حال به جهت حقوقبگير دولت شدن بيش از نيمي از مردم ايران، از طريق دريافت يارانه نقدي مستقيم، فقر و وابستگي به نظام بوروكراتيك كشور حتي به ايجاد طبقات نيازمند مطالبه كنندهاي ميانجامد كه آثار زيان بار وجودي آن بر صاحبان تفكر و تأمل مستور نميباشد.
ميتوان مسرور بود كه مسئولين جمهوري اسلامي به چگونگي معيشت و زندگي اقشار مختلف مردم ذي علاقه هستند ليكن مساله اساسي اين است كه ، كساني در زمانها و مكانهاي مختلف كره ارض بودهاند كه استمرار حاكميت خود را در فقير بودن هر چه بيشتر مردم و نيازمند نگهداشتن آنان به تحف و هدايا و پرداختيهاي دولتي جستجو كردهاند و پرسش اين است كه آيا آنها اقداماتي جز اتخاذ سياستهايي ميكردهاند كه نتيجه آنها ، سلب هر نوع فرصت و امكان رشد و سرمايهگذاري و روي پاي خود ايستادن و مفتخر به سربلندي در قبال ديگران و اطاعت و بندگي در قبال خداوند باشد؟ و آيا آنچه در اين ايام بهموجب لايحه دولت و مصوبات مجلس ميگذرد ولو توأم با نيّات خيرخواهانه، نتايجي متفاوت از آنچه ديگران با توجيهات ديگري انجام ميدادهاند دارد؟ اقداماتي از اين قبيل ارزش داراييهاي عمدتاً منقول و نامنقول مردم را بهگونهاي و بهاي اقلام مورد نياز عمومي را بهگونهاي تغيير ارزش ميدهد كه آنان به ناگهان با تحديد در بهكارگيري حقوق مالكيت خويش بر اموال و داراييها و دريافتيهاي خويش مواجه ميشوند و بهراستي چه تضميني وجود دارد كه پيآمدهاي منفي محتمل (از نظر اينجانب قطعي) چنين تصميماتي را عاملان و حاميان آن برعهده بگيرند و يا لااقل در طليعه ظهور نابسامانيهاي آن، در زمرة پيشقراولان انتقاد از شرايط حاصله قرار نگيرند. تجربهاي كه هر روز به نوعي در اين خاك اتفاق ميافتد و "دادستان"ي هم ، رسيدگي به آن را در زمرة تكاليف خويش نمييابد.
رئيس محترم قوه قضاييه
روزي و روزگاري بود بس رفيقانه که هيچ کس داعيه برتري نداشت و عشق محور نزديکي ها بود و همه ما وطن دوست و آرمان گرا بوديم. فرهنگ ايران زمين را با همه نارسايي هايش دوست داشتيم و همه با هم تلاش مي کرديم لاشه فروپاشيده موسيقي ايراني اصيل و ناب هنري را با برداشت جديد و پويا به مقام والاي خود برسانيم.
همه جوان بوديم
و چيز زيادي نمي خواستيم، با هم تبادل نظر داشتيم و دل مان براي يکديگر
تنگ مي شد. آن زمان از روزگار کنوني ما زياد دور نيست، اما اين آتش دروني
که مايه اصلي نزديکي ما بود، در ميان تنش هاي روزگار که کم هم نبود، کمرنگ
شد و هر يک از ما را به سمتي دور پرتاب کرد که ما تا به امروز نتوانستيم
همديگر را دوباره آن گونه رفيقانه دوست بداريم.
هنگامي که از من
بپرسند چرا تا اين اندازه با هم بيگانه شديم، خواهم گفت عمده علت آن
پيچيدگي ساختار اجتماعي و شيوه زمامداري و بي دقتي خود ما بود که
نتوانستيم قوانين اين جريان عظيم اجتماعي را به درستي تحليل کنيم. تا
زماني که فرهيختگان ما زنده بودند و روزنامه هايي بود که تحليلي درست به
ما مي داد، ما مي توانستيم آينده مان را رصد کنيم و اين گونه به جايگاه
اجتماعي مطمئن تري تکيه کنيم.
روزي يکي از فرزانگان بزرگ سياسي ما
گفت؛ «جريانات اجتماعي ايران وارد تونل تاريکي شده که نمي شود انتهاي روشن
تونل را به خوبي ديد.» امروز همان روزي است که هوا بس خطرناک تيره شده و
ما هنوز در ميان همان تونل تاريک در حرکت بوده و زندگي مي کنيم. هنوز تونل
تعالي و تکامل نظام ما تاريک است و نسل هاي بعد از ما نيز قادر به عبور از
اين تنگه تاريک نشده اند که اميد است با توجه و هوشياري بيشتر مردم و خرد
پخته دولتمردان ما بتوانيم به روشنايي آن طرف تونل برسيم که آرزويي است
طبيعي که همه ما 30 سال است به انتظار نشسته ايم.
تداوم زندگي ما
موسيقيدانان متعهد، حاصل دوران سخت و پيچيده يي بود که هريک به اندازه
توان مان تلاش کرديم و در راه احياي موسيقي کشورمان زحمت کشيديم تا پرچم
پرافتخار ملي ايران زمين را در ايران و بيرون مرزها برافراشته نگه داريم.
با اينکه تعداد ما زياد نبود اما آنچه جاودان مانده و به بخشي از خاطرات
ملي ما تبديل شده، نتيجه کار همين گروه از موسيقيدانان بوده و هم اکنون
نيز در ميان انگشتان و حنجره جوانان ما در حرکت است.
پرويز
مشکاتيان که روحش قرين رحمت باد، آثار جاوداني را به فرهنگ ايراني افزود.
«رزم مشترک»، «ايراني» و «مرا عاشق چنان بايد» حاصل يکي دو سال قبل و بعد
از انقلاب 57 بود که باعث شکوفايي موسيقي و شهرت خوانندگاني چون ناظري و
شجريان و بعدها شادروان بسطامي شد. هنوز بهترين آثار هنرمند گرامي شجريان
بازتاب همکاري پرويز مشکاتيان در آثار جاودانه «آستان جانان» و «مرکب
خواني نوا» است. پرويز تلاش زيادي براي معرفي خوانندگان شناخته شده و
ناشناس کرد، او واقعاً عاشق غزل و هنر تصنيف سازي بود و به آوازخوانان خوب
همواره احترام مي گذاشت.
پرويز مشکاتيان هم در عرصه نوازندگي سنتور
صاحب سليقه خاص بود و هم در عرصه آهنگسازي خط و خطوط زيبايي را دنبال مي
کرد. آنچه در رشد مشکاتيان تاثير زيادي داشت، نزديکي عليزاده و همکاري
بسيار عالي بين اين دو در گروه عارف بود که هر دو سکاندار قدرت نوازندگي
در گروه عارف بودند. فرم چهارمضراب به وسيله گروه ابتدا در کار عليزاده
خود را نشان داد و در کار مشکاتيان به درجه رشد زيادي رسيد. نفر بعدي که
بر روش نوازندگي و سازندگي او تاثير زيادي گذاشت، ناصرخان فرهنگ فر بود که
به پرويز ريتم هاي لنگردار و شکسته را ياد داد و او توانست از اين ضرب هاي
شکسته ناصر کمال استفاده را بکند. اين تاثيرها، تازگي فوق العاده يي به
کار مشکاتيان داد.
يکي از خوبي هاي مشکاتيان اين بود که گوشي حساس
و فراگيري بي نظيري داشت. خيلي زود بهترين چيزها را مي گرفت و دوباره بدان
جان تازه مي داد و آن را با آرايشي جديد تحويل جامعه مي داد. او ترسي
نداشت که بگويند اين کار برگرفته از اين آهنگ و آن آهنگساز است. با شوري
که داشت هر ملودي را جان تازه مي داد و آن را از درون خود عبور مي داد و
به آثار تازه تري دست مي يافت.
در رابطه با رنگ آميزي ارکسترنو
ايراني نيز پرويز ذوق سرشاري داشت. صداي گروهش بسيار کوک و زيبا بود تا
جايي که ما مدت ها بود چنين صدايي از يک گروه با سازهاي ايراني نمي شنيديم.
روحش شاد و دل همه عاشقان او گلگون باد
مهم تر از همه اما به اعتقاد کارشناسان آسیب اجتماعی اصلی ایران در شرایط فعلی بحران فروریزی اخلاق و اعتماد اجتماعی است.
دومین بیماری ایرانی اختلال روانی و افسردگی
بر اساس نتایج تحقیقات صورت گرفته در موسسه غیردولتی رحمان که در زمینه شناخت انواع آسیب های اجتماعی کار می کند، مهم ترین آسیب اجتماعی ایران بحران فروریزی اخلاق و اعتماد اجتماعی است.
در مقاله دکتر مصطفی معین تحت عنوان «آسیب های اجتماعی در ایران» که در نشریه داخلی موسسه رحمان در شهریور 88 به چاپ رسیده نتایج زیر بیان شده است:
براساس طرح پیمایش ملی ارزش ها و نگرش ها در محور احساس عدالت 6/80 درصد مردم پول و پارتی را برای احقاق حق ضروری دانسته اند و تنها 3/8 درصد مردم به اجرای مساوی قانون اعتقاد داشته اند.
در پژوهش فوق سایر شاخص ها از جمله امید به آینده، قابل اعتماد بودن یا منصف بودن سایر افراد جامعه نیز در وضعیت نامطلوبی قرار داشته است. رواج و رسمیت یافتن دروغ در مناسبات فردی و اجتماعی، سوءظن، فردگرایی و تضعیف بنیان های اجتماع،تظاهر و ریا،عدم قانون گرایی، رابطه گرایی، عوام زدگی، عوام فریبی، تملق و گزافه گویی، شعارزدگی و... . نشانگر بحران اخلاقی و تزلزل اعتماد در جامعه ماست.
اختلالات روانی و افسردگی در جامعه ایران دومین بار بیماری ها را از نظر تحمیل هزینه های بهداشتی، درمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی دارد. پرخاشگری و جنایت رو به افزایش است به نحوی که بیش از 50درصد جرائم به علت خشونت رخ می دهد.
میزان خودکشی در برخی استان ها از جمله استان های گلستان، کهکیلویه و بویراحمد به ویژه استان ایلام تا 37 مورد در هر صد هزار نفر جمعیت بالغ می شود. این در حالی است که بالاترین شاخص خودکشی در سطح جهان در کشورهای آمریکای لاتین به میزان 25 مورد در هر صد هزار نفر جمعیت است.
اعتیاد به موادمخدر هم اکنون به تهدیدی جدی تبدیل شده است که حتی می تواند امنیت اجتماعی و ملی کشور را در معرض خطر پیامد های خود قرار دهد. نزدیک به دو میلیون معتاد که 10میلیون خانوار را درگیر عواقب خود کرده است در کشور وجود دارد که از این نظر رتبه اول را در جهان به دست آورده ایم.
پایین آمدن سن اعتیاد، اعتیاد زنان، تغییر الگوی مصرف و وارد شدن کودکان و زنان در کار خرید و فروش موادمخدر، پدیده اعتیاد را به معضلی بسیار پیچیده تبدیل کرده که کنترل آن به تلاش مستمر، برنامه ریزی جامع و عزمی ملی نیازمند است.
فقر و اعتیاد و بیکاری مثلث به هم پیوسته ای را تشکیل می دهند که پیامد آن ترویج فساد و فحشا در جامعه است.
براساس گزارش های مختلف تا 35 درصد جمعیت زیرخط فقر و بیش از 10درصد بیکار هستند. این در حالی است که بنابر اعلام سازمان ملل متحد سه درصد جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق قرار دارند زیرا کمتر از دو دلار در روز درآمد دارند.
همچنین حسین راغفر در آخرین روزهای سال گذشته در گفت وگو با فارس خط فقر تهران در سال 88 را 850 هزار تومان پیش بینی کرده بود.
سن زنان خیابان از متوسط 35 سال به 20سال طی دهه های اخیر کاهش پیدا کرده است و بر پایه برخی از پژوهش ها به صورت حرفه ای و نه به خاطر فقر و رفع نیازهای اولیه و افزایش سریع در بین افراد متاهل و تحصیلکرده تغییر کرده است. مصرف الکل نیز در جامعه رو به افزایش است. ایران در میان کانون های اپیدمیک ایدز مانند شبه قاره هند، چین، آسیای میانه و روسیه قرار دارد.
هم اکنون 17815نفر مبتلا به ایدز و بیش از یکصد هزار نفر به ویروس آن آلوده شده اند. الگوی انتقال ایدز در سال های اخیر از سرنگ های آلوده تزریق موادمخدر به سمت انتقال از طریق رابطه جنسی و فحشا گرایش پیدا کرده است.
همچنین به گزارش سلامت نیوز آمار مرگ ومیر ناشی از ابتلا به ایدز در کشور از افزایش 79 مورد فوت در سه ماهه اول سال جاری در مقایسه با سه ماهه آخر سال 87 حکایت دارد.
آخرین آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت درخصوص وضعیت ابتلا به ایدز در کشور حاکی از آن است که تعداد مبتلایان تا اول تیرماه امسال در مقایسه با سه ماهه قبل از آن با 339 مورد افزایش به 19 هزار و 774 مورد رسیده است، این درحالی است که به گزارش عصر ایران اخیراً رئیس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت خبر داده بود: «تعداد مبتلایان به ایدز در ایران حدود 83 هزار نفر است که تاکنون تنها 19 هزار نفر آن شناسایی شده اند.»
این در شرایطی است که از نظر تعداد کودکان آسیب دیده اعم از کودکان کار، دختران فراری، ترک تحصیل، بزهکاری، بردگی جنسی، کودک آزاری و... . آمار دقیقی در دست نیست.
سرقت، جرائم مالی و فساد اقتصادی نیز از آسیب های اجتماعی عمده کشور است که در سال های اخیر آهنگ رو به رشد داشته است. افزایش پرونده های سرقت به میزان 35 درصد در سال های اخیر و افزایش پرونده های ارتشا، اختلاس، چک بلامحل، جعل امضا و... هشداردهنده است. طبق آرای صادر شده و نظر حقوقدانان بین 60 تا 90 درصد از جرائم فوق بدون قصد مجرمانه بوده و بیشتر به علت شرایط نامناسب فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و خارج از اراده فرد مجرم صورت گرفته است. از سوی دیگر جرائم سازمان یافته ای مشاهده می شود که به عناوین اختلاس یا رانت خواری، پدیده آقازاده ها، تروریست های اقتصادی و... . در رسانه ها منعکس می شود. بر اساس نتایج تحقیقات این موسسه غیردولتی اگر فساد اقتصادی را با شاخص انرژی پولی آن ارزیابی کنیم، مشخص می شود 70 تا 80 درصد از موارد فساد اقتصادی فقط توسط چهار تا پنج درصد از مفسدان صورت می گیرد.

