چشم رضا و مرحمت بر همه بازمیکنی چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی
ای که نیازمودهای صورت حال بیدلان عشق حقیقتست اگر حمل مجاز میکنی
پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم قبله اهل دل منم سهو نماز میکنی
سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم سفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی
سعدی
نسنجیده حرفی گفت و نفهمیده حرفم رفت ... دوست داشت از تبار باران باشد ... و هیچ ندانست که باران خواب خوش نمیخواهد ... و هیچ نفهمید که با صدای باران باید زیست ، باید ماند ... باید ماند ! به دنبال سکوتم در فریاد شهر بود و نفیر نفرین دود ... بسته تر از بالهایم ،و من در خلوت خویش نگران، چرا نسنجیده حرفی گفت و نفهمیده حرفم رفت. و خواب گریه هایم تعبیر شد ... و ساقی من برای رفتنش راه نداشت ... خسته تر از پاهایم ،و من در خلوت خویش نگران، چرا نسنجیده حرفی گفت و نفهمیده حرفم رفت...
میترسم، مضطربم
و با آن که میترسم و مضطربم
باز با تو تا آخرِ دنيا هستم
میآيم کنار گفتگويی ساده
تمام روياهايت را بيدار میکنم
و آهسته زير لب میگويم
برايت آب آوردهام، تشنه نيستی؟
فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد.
تو پيشبينی کرده بودی که باد نمیآيد
با اين همه ... ديروز
پی صدائی ساده که گفته بود بيا، رفتم،
تمام رازِ سفر فقط خوابِ يک ستاره بود!
خستهام ریرا!
غروب است
با آن که میترسم
با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنيا خواهم آمد. (سید علی صالحی)
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا خیلی آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای الهی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم حتی تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه ما می خواهیم بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنیم و یا کاری در راه خدا انجام بدیم به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیامی الهی رو می شنویم چند برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنیم!
خنده داره . اینطور نیست؟!
می خندید ؟ یا فکر می کنید؟
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواهیم این حرفارو به بقیه بزنیم خیلی ها رو از لیست خودمون پاک می کنیم بخاطر اینکه مطمئنیم که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ یا تاسف آور؟
