دیروز را فراموشم
امروز را خوش
و فردا را امید ...
کوچه پس کوچه های ذهن
مملو از عطر امید است
که بوی خاکستر کهنه ترس
را میروبد ...
امید به خدا و قدرتش ...
امروز را خوش
و فردا را امید ...
کوچه پس کوچه های ذهن
مملو از عطر امید است
که بوی خاکستر کهنه ترس
را میروبد ...
امید به خدا و قدرتش ...
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در دوشنبه 1387/05/14 ساعت 0 قبل از ظهر | لینک ثابت |
نیمه شب حرا و سکوتِ مَرد .
حرا خاموش است و نور گویی طور .
مرد به خود پیچیده و از کوه فرو می آید .
یا ایها المزمل ...
او دید و شنید آنچه باید را ...
و برایمان آورد ...
آورد ...
آورد ...
شاید روزها بگذرد ...
شاید سالها بگذرد تا
بفهمم او چه گفت و چه میخواست ...
خدایا کمکم کن ،
کمکم کن درست بفهمم ...
و درست عمل کنم ...
عید مبعث مبارک باد.
حرا خاموش است و نور گویی طور .
مرد به خود پیچیده و از کوه فرو می آید .
یا ایها المزمل ...
او دید و شنید آنچه باید را ...
و برایمان آورد ...
آورد ...
آورد ...
شاید روزها بگذرد ...
شاید سالها بگذرد تا
بفهمم او چه گفت و چه میخواست ...
خدایا کمکم کن ،
کمکم کن درست بفهمم ...
و درست عمل کنم ...
عید مبعث مبارک باد.
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در سه شنبه 1387/05/08 ساعت 9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

