تبليغاتX
دلدادگی
در عجبم
از مردمی که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند
و برحسينی می گريند
که آزادانه زيست و آزادانه به شهادت رسيد.

 (دکتر علی شريعتی)

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در شنبه 1387/10/14 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |
عليرضا قزوه در تازه ترين شعر خود درباره جنايات غزه چنين آورده است:

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آنچه شخصيتهاي مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که برخي طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی را دارند، سوگواری های ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی را به همراه داشته باشد.

مداحان مطرب !!
مداحان که در طول تاريخ عزاداريهای مذهب شيعه، در واقع برای گرم کردن منابر و پس از وعظ روحانیان مردم را می گریاندند، در حال حاضر چنان قدرتی گرفته اند که منبر را تحت الشعاع قرار داده و میان جوانان مذهبی، شهرت و هواداران بیشتری نسبت به روحانیان به دست آورده اند.

برخي از اين مداحان جوان و خواهان "شهرت هاي کاذب" از سبکهائي در خواندن خود استفاده ميکنند که بيشتر به ريتم موسيقي هاي پاپ و جاز شبيه است تا عزاداري

نمونه اي از اين سبکهاي سخيف که چند ساليست متداول شده با پيچاندن صدا در گلو و ريه ها و سين سين کردن هاي سريع ( بجاي حسين حسين ) حالتي شبيه به صداي ريتم ضرب جاز پديد مي آورد و سينه زنان را از حال خود بي خود ميکند يعني همان صداي تحريک کننده و هيجان انگيز حرام غنا !

در نمونه هاي پيشرفته تر آن نيز يک نفر سين سين ميکند و نفر دوم شروع به خواندن ميکند و شما بهترين ريتمهاي مبتذل موسيقي را ديگر ميتوانيد در مجالس عزاي فرزند زهرا بشنويد و نيازي به رفتن به دانس هاي دبي نداريد ، ضمن اينکه پول که نميگيرند هيچ ، تازه شام هم ميدهند

این سبکهای جدید که از موسیقيهای هندی و پاکستانی و بعضاً ریتمهای موسيقي هاي لوس آنجلسي بهره می برد، برخي جوانان مذهبی کم تجربه تر را به خود جذب کرده و همین موضوع باعث مخالفتهای احتیاط آمیزی شده است که مداحان قدیمی تر و البته روحانیان به آن دامن می زنند.

مداحان قدیمی و استخوان دارتر این سبکها را نمی پسندند و دور از شأن مجالس سوگواری سالار شهيدان می دانند و روحانیان صدای این مداحان را غنا، يعنی موسيقی نامشروع به حساب می آورند و به نوعی حرام می دانند.

همین مخالفتها باعث شد که ( سید جواد ذاکر ) مداح جوان ترک زبانی که محبوبیت فراوانی میان جوانان مذهبی داشت و پيراهن آستین کوتاه به تن می کرد و البته با سبکهایی جدید می خواند، از سوی روحانیان طرد و صدایش حرام اعلام شود.
البته شايان ذکر است سيد ذاکر چند سال پيش بخاطر ابتلاء به سرطان حنجره فوت نمود.

در موارد نادري از اين مداحي ها علاوه بر ريتم جاز شما با انواع شرکيات و کفر نيز همنوا ميشويد و بعنوان مثال مداح ميگويد ( لاالله الا زينب ) يعني نيست خدائي جز زينب و مثال هائي از اين دست که علماي طراز اول معتقدند شنيدن و نشستن در اين مجالس و سکوت در برابر آن نه تنها فاقد اجر الهي است که باعث وهن مذهب پاک شيعه بوده و حرام است و کسي که اين حرف را ميزند اگر به حرف خود واقف باشد مشرک بوده و حتي ظرفي که از آن غذا ميخورد نجس است

در جائي ديگر از مداحي ..... در مورد حضرت رقيه ميشنويد :

سحر اومدم نبودي
به شکارُ رفته بودي
تو که سگ نبرده بودي ؟
به شکار رفته بودي !!!

سئوال اينجاست که آيا حضرت رقيه مظلومه شکارچي بوده يا نعوذ بالله سگ دوست بوده و آيا اجباري هست که هر حرف مزخرفي را که در ذهنمان ميگذرد شعر کرده و در مجالس بيان کنيم ؟

اما این آخر ماجرا نبود، ( عبدالرضا هلالی ) مداحی که در سال 1360 به دنیا آمده در واقع همان کارهای سید ذاکر را ادامه داده است و بنابر شهرت فوق العاده و هواداران بسیاری که میان جوانان مذهبی پیدا کرده، مداحان قدیمی و روحانیان برخورد مسالمت آمیزی با او دارند، در حال حاضر صدای هلالی در بازارهای مذهبی ایران و حتی کربلا و نجف هواداران بسیاری دارد و به نظر می رسد مخالفان او بیشتر به همین دلیل هلالی را تحمل می کنند

در سبکهای جدید که مداحان جوان آنها را توسعه می دهند، موسیقی بر شعر پیشی می گیرد و گاهی کلمات به صورت آهنگی بی معنا در می آید که با ریتمهای تند و به نوعی با ضرب پای مداح و اطرافیانش !!! همراه است، همان چيزی که حتي جوانان غير مذهبی دوست دارند: ضرب و ریتم به همراه بر سینه زدنهاي سریع و تند.

شعرهای آهنگهای مداحی را نیز همین جوانان می گویند و در این شعرها، امامان شیعه مانند معشوق وصف می شوند و به ليلي و مجنون شباهت داده ميشوند و افراد خود را پسر خاله حضرت عباس و امام حسين به حساب آورده و شعرها و حرفهاي خودموني به خورد مستمع ميدهند ! و حرمت عظيم اين ائمه را براي لحظه اي خوش بودن نقض ميکنند و صدا و سيما نيز با بزرگنمائي اين مداحان بجاي ترويج عبدالله بودن مردم را به عبدالحال بودن ترغيب ميکند تا مردم حال کنند


اعتراض مراجع :

آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان مذهبي از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان کم تجربه ( مطربان مذهبي !!! ) در چند ساله اخیر خرسند نیستند.

آيت الله فاضل لنكراني نيز با انتقاد از تزلزل اعتقادي از سوي برخي شعرا و مداحان گفته بود : متأسفانه در برخي مجالس از اموري استفاده مي‌شود كه انسان را از حد انسانيت ساقط مي‌كند و يا اينکه از اشعار شرك‌آميز استفاده مي‌شو.د به نظر اينجانب واجب است شرعاً با اين امور كه موجب تزلزل اعتقادي مردم و تضعيف دين و مكتب است مقابله شود.

مداحان نسل جوان علاوه بر آهنگهای تازه، نوع خاصی از لباس، مو و ریش را هم میان هوادارانشان ترویج می کنند.

( عبدالرضا هلالی ) خود از کسانی است که برای اولین بار ریش بلند گذاشت و پیراهن سیاه خاصی با آستین به اصطلاح "شمشیری" مداحی به تن کرد.

طولی نکشید که نوع پوشش او به سلیقه عمومی هوادارنش تبدیل شد و امروز می توان در بازارچه مهستان لباس خاص هلالی را خرید.

به نظر می رسد رسمهای جدید سوگواری و آیینهای تازه مذهبی با ورود جوانان متولد سالهای انقلاب رشد بیشتری پیدا کند و این در حالی است که گمان می رود رهبران مذهبی ایران هنوز برنامه خاصی در برخورد با آن تدارک ندیده اند.

نمونه :

در يکي از هيات هاي مذهبي اصفهان نيز مداحي که بعدا معلوم شد بيشتر مطرب مجالس است تا مداح ، شعر ( تو عزيز دلمي ) منصور خواننده لوس آنجلسی را براي سينه زني و عزاداري امام حسين با همان ريتم و شعر استفاده ميکرد و فقط کلمه ( حسين ) در آن اضافه شده بود که با استقبال و حتي نيشخند نوجوانان کم تجربه و اعتراض آشکار و پنهان بزرگترها و افراد تجربه دار تر مواجه گرديد تا جائي که اين هيات در بين هياتهاي ديگر مسخره عام و خاص شده بود.

همچنين در محلي ديگر ، مداحي چنان نام مقدس اباعبدالله الحسين را با ريتم سريع و جاز مانند خود تکرار ميکرد که آن منظره تاثر انگيز بيشتر به دانس هاي لوس آنجلسي شباهت پيدا کرده بود تا مجلس عزاي عزيز فاطمه زهرا

و در پشت صحنه !

رئيس سابق سازمان جاسوسي آمريکا (سيا) در يک کنفرانس مطبوعاتي گفته بود بزودي ايجاد انحراف در هيات هاي مذهبي و مجالس عزاداري شيعه بخصوص امام سوم آنها را که بشدت به آن معتقد هستند را آغاز ميکنيم وي متذکر شد 12 سال بر روي اين پروژه تحقيق و بررسي گرديده است تا امروز به آن عمل شود. وي نقطه هدف در اين کار را مداحان و سر دسته هاي مذهبي عنوان کرد و گفت معمولا اين افراد علاقه عجيبي به معروف شدن و شاخص شدن ( کسوت بازي ) دارند و ما نيز با روشهاي مخصوص خود به آنها پر و بال داده ، معروف کرده و سپس و براي مقاصد خود از آنها استفاده ميکنيم . و وقتي اصالت ، مفهوم و تقّدس را از آنها بگيريم خود به خود اصل کار نيز از داخل شکست ميخورد و بي مفهوم ميشود .

وي شکست ناپذير تر بودن شيعه نسبت به اهل سنت را وجود اعتقاد عميق شيعيان به امام سوم ( اباعبدالله الحسين ) بيان کرد و گفت در ايران بر روي اين کار ميکنيم که شخص متدين انسان نا مناسب و مشکل داري نشان داده شود تا افراد بسوي مذهب نرفته و يا مذهبي بودن خود را مخفي کنند

به نظر شما سازمان جاسوسي آمريکا بهتر از ما خودمان را نميشناسد و از ما استفاده ابزاري نميکند ؟ نظر شما چيست

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
به راستی چه میتوان گفت ، چه میتوان نامید
چه میتوان خواند این تازیانه ها که به میراث ابراهیم میزنند؟

این روزها در آغاز سال نو میلادی و قمری ، در سکوت خفت بار هزاران عرب ! در خاموشی مطلق میلیونها مسلمان ، غزه ای را به خون میکشند که جز مادران و کودکان و سالخوردگان گرسنه و رنجور ساکنی ندارد ... گویی خسته از انسانیت خویش ، روی حیوانی نموده اند و خون میطلبند ...

خون مردمان آن سرزمین مقدس هدر نخواهد شد ، این شرافت ماست که نابود میشود !

روزی خواهد آمد که خواهند گفت آن خونها دامن همه کوفیان را گرفته است ...

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در سه شنبه 1387/10/10 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
نزدیک را دور و دور را دورتر میبینم ...
امروز را دیر و فردا را دیرتر میابم ...
تا آن سرانجام ناپدید
تا آن پایان گم شده مه
چگونه سیاهی حجمش مرا فراگیرد
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در دوشنبه 1387/10/09 ساعت 2 بعد از ظهر | لینک ثابت |

حرفهای پگاه آهنگرانی از جنس حرفهای بازیگریست که صداقت و صراحت را با هم آمیخته و مشاهدات احساسی خود را از خاتمی و دغدغه هایش به میان آورده ...

اصلاح‌طلبان زیادی را از نزدیک می‌شناسم. آدم‌های شریف و محترمی هستند و اهداف شریف و محترمی هم دارند که برای آن برنامه‌ریزی و تلاش می‌کنند. به خصوص اگر نزدیک انتخابات باشد و یا جایی که حضور مردم می‌تواند نقشی هر چند کوچک ایفا کند، فعال‌تر میشوند. جلساتی می‌گذارند، گفت‌وگو می‌کنند، با جوان‌ها، با زن‌ها، کلاً اقدامات مفیدی می‌کنند، رفتار آن‌ها برایم خیلی روشن است.

آقای خاتمی را در چندین نشست از نزدیک دیده‌ام و سلام و احوالپرسی از سر لطف با من داشته‌اند. ولی از رفتار او سر در نمی‌آورم. چه آن زمان که رئیس جمهور بود و چه بعد اصلاً سر در نمی‌آورم که این جلساتی که با جوان‌ها می‌گذارد و وقتی که آنها به گفت‌وگو می‌گذارند برای چیست. و هیچ وقت رویم نمی‌شود از خودش بپرسم. نمی‌دانم او می‌خواهد رئیس جمهور شود یا نمی‌خواهد. کاندید می‌شود یا نمی‌شود. آن جلسات با این مسائل ارتباط دارد یا ندارد. چرا وقتش را تلف نشست‌هایی می‌کند که هیچ فایده مشهودی ندارد، یا اگر دارد، آن قدر غیرمستقیم و درازمدت  است که از دید یک آدم سیاسی در جامعه منفعت‌گرای ما اصلا نمی‌ارزد.

اتفاقی که در این جلسات می‌افتد، این است که همه شروع به حرف زدن می‌کنند، اعتراض می‌کنند، شکایت می‌کنند، گاهی سیاسی، گاهی اجتماعی، گاهی عصبانی و جدی و گاهی با شوخی و خنده. به نظر نمی‌آید چیز دندان‌گیری عاید خاتمی شود. ولی در شب چلچراغ هفته پیش، در آستانه شب یلدا، بعد از این که او دو ساعت با جوان‌ها سر وکله زد، با آنها درد دل کرد و از آنها مشورت گرفت، فهمیدم که این نباید یک شگرد سیاسی یا تبلیغاتی برای آیندهای نزدیک و در دسترس باشد، این یک اعتقاد عمیق است. چیزی از جنس ایمان، اعتقاد به جامعه مدنی و نهادهای مدنی، که الان آن قدر دستمالی شده که به وسیله‌ای برای تمسخر و مضحکه تبدیل شده، ولی او دستبردار نیست. او عمیقاً معتقد است به جامعه مدنی و در هر نشستی و با هر گروهی این را عملاً نشان می‌دهد و ثابت می‌کند. به گفت‌وگو ایمان دارد، بین افراد، عقاید، نسل‌ها و تمدن‌ها و من این را در آن شب از نزدیک به وضوح دیدم. دیدم که چقدر دوست‌داشتنی است، اعتقاد به چیزی که دیگران فقط ظاهرش را می‌بینند و تأیید یا ردش می‌کنند و این فراتر از کاندیدا شدن یا نشدن، رئیس جمهور شدن یا نشدن است، باارزش‌تر است، ماندگارتر است. من این را آن شب فهمیدم و خوشحالم که او این چنین است.

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در یکشنبه 1387/10/08 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore