تبليغاتX
دلدادگی

در نظر بازي ما بيخبران حيرانند           من چنينم كه نمودم دگر ايشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي           عشق داند كه درين دايره سرگردانند
گر شوند آگه از انديشه‏ء ما مغبچگان       بعد ازين خرفه‏ء صوفي به گرو نستانند
جلوه‏گاه رخ او ديده‏ء من تنها نيست       ماه و خورشيد همين آينه مي‏گردانند
وصل خورشيد به شب پره‏ء اعمي نرسد      كه در آن آينه صاحب نظران حيرانند
مفلسانيم و هواي مي و مطرب داريم       آه اگر خرقه‏ء پشمين به گرو بستانند
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ          عشقبازان چنين مستحق هجرانند
زاهد ار رندي حافظ نكند فهم چه شد       ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در شنبه 1387/10/21 ساعت 8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود.
اما افسوس که بجای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

دکتر شریعتی

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در دوشنبه 1387/10/16 ساعت 2 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore