در کافی نت نشسته ام. البته اینجا کافی (قهوه) موجود نیست! با گلویی خشک اینترنت گردی میکنم.
خبرهای شاد و غمبار را دیگر نمیخوانم . دیگر خبر نمیخوانم. امروز بالاخره فشارم منظم شد . اثرات ساحل گردیهای شبانه و آرامش دریا یواش یواش ظاهر میشود . با حافظ ایرانسل حالی میکنیم و میزنیم فالی ... هر یکی دوساعت فال میگیرم . آخه دیوان حافظ پیشم نیست . هی به ۸۲۸۲ پیامک میدم ، فال میگیرم تا شعر بخونم .
حضرت استاد شجریان هم که در محضرشون هستیم . دائما مشغول اجرای غوغای عشقبازان هستند. ماشالله صدا هم عوض و خسته نمیشه . دیگه به قول معروف کیف کوک است و دل شاد . دلبستگیهای ساده دنیای من همین موج دریا ، حال حافظ و نوای شجریان است ... چه خوش میشود این آرامش ، آرامشی ابدی گردد . در سایت دت دات آی آر فال حافظ میگیرم . باز چه حالی میدهد این فال :
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم ....
از صدقه سر لپ تاپم ماهها بود کافی نت نشینی را تجربه نکرده بودم. حس نوستالژیک زندگی در عصر عجیب اینترنت ! اما الان در کنار سواحل نیلگون خلیج همیشگی فارس در این هوای مرطوب و ملس حسی عجیب دارم .
کنار دریا که بودم احساس میکردم این موجها می آیند و خستگی های این روزهای تنگ و سخت را میزدایند . صدای خروش ، صدای تموج زیباترین هدیه الهی به انسان ، سکوت غفلت را میزداید . دل را میرباید و اندیشه را میپالاید . آبی آب ، آنچنان آرامشی به چشمان و ذهن اندوهناکت میدهد که گویی در آغوش دلرباترین معشوقه ات هستی و از شوق احساسش میتوانی بگریی ... فریاد بزنی ... لمسش کنی و باز بگریی ...
در این هوای مرطوب و ملس حسی عجیب دارم ... گویی دوباره زاده شده ام ... گویی دوباره پوست انداخته ام ... دو روز است نخوابیده ام ... دو روز است اصلا نخوابیده ام ... شبی از نگرانی برای کسی و شبی از نگرانی برای خودم ... مریضی مزخرفیست نگرانی ... به قول فرنگی ها استرس ...
باورت نمیشود اما گاهی که استرس ندارم ، استرس دارم که چرا استرس ندارم ! حکایت مسخره علم سایکولوژیست دیگر ...
هوا اینجا خوب است ...
حال همه ما خوب است ...
اما تو باور نکن !
خلاصه اینکه کافی نت نشینی هم حس قشنگی داره ...
چون به دردم دائما مشغول درمان چون کنم
چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش
میتپد دل در برم میسوزدم جان چون کنم

