سرانجام میرحسین موسوی اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهد شد. این خبر نکاتی را به ذهن میآورد که قابل توجهترین آنها را با توجه به مسائلی که در سطح جامعه مطرح هستند، مرور میکنم:
الف – میرحسین، مستقل است
ممکن است گروهی از نیروهای سیاسی اصلاحطلب و نیز چهرههای برجسته اصلاحطلبان، به دفاع از میرحسین موسوی بپردازند و بیش از اصولگرایان از به صحنه آمدن او اظهار خوشحالی کنند. این حمایت را ممکن است در آینده از سوی طیفی از اصولگرایان هم شاهد باشیم. نباید حمایت این دست از نیروها را به این معنا تلقی کرد که میرحسین موسوی از موضع اصلاحطلبی یا اصولگرایی به صحنه انتخابات آمده و بنابراین میتوان او را در درون صفبندی موجود سیاسی، طبقهبندی کرد.
واقعیت این است که میرحسین موسوی به این گونه تقسیمبندی سیاسی مردم و نیروهای سیاسی کشور، اعتقاد ندارد و آن را به زیان وحدت و مصالح ملی میداند و به همین دلیل، از موضع مستقل در انتخابات حاضر شده است و بر وجه استقلالی خود تاکید دارد. این ظلم به موسوی است که گفتمان بزرگ و فراجناحی و ملی او را با ملاکهای حقیر سیاسی بسنجیم و تلاش او برای ایجاد عزم ملی مشترک و فراتر از جناحبندی کنونی را کماثر کنیم. موسوی یک نامزد مستقل ملی و خطامامی است که میخواهد از قربانی شدن نیروها و هدر رفتن امکانات ملی در کشمکشهای غلط و بیخاصیت نیروهای انقلابی، در حد توان خویش جلوگیری کند و به همین دلیل، هم اصلاحطلبها و هم اصولگرایانی که به این هدف، باور دارند میتوانند در کنار او قرار گیرند. با این منطق، میرحسین موسوی، پیشاپیش خود را بدهکار هیچ طیفی نمیداند و در عین حال دست خود را برای استفاده از تمامی نیروهای توانمند و کارآمد در تمامی طیفها باز میگذارد.
ب – میرحسین، اصلاحطلب انقلابی است
مبانی فکری میرحسین موسوی، او را در جرگه چهرههای همچنان انقلابی قرار میدهد. منظور من از انقلابی بودن، پایبندی به آرمانهای کلان انقلاب و نهضت امام خمینی است که در طی 30 سال گذشته، ملاک استواری حرکت مسئولان در صراط اولیه به حساب میآمده و نیازی به تجدیدنظر ندارد و به همین دلیل، میرحسین در مقابل کسانی قرار میگیرد که خواستار فاصله گرفتن از گذشته انقلابی خویش هستند. در عین حال، این انقلاب در بسیاری از روشها و سازوکارها، نیازمند تکامل و تعالی است و همین امر، اصلاحات دائمی در درون انقلاب را ضروری میسازد. انقلاب را یک حرکت اصلاحی بزرگ نامیدهاند و اصلاحات را انقلاب دائمی و به همین دلیل، میرحسین موسوی را باید یک اصلاحطلب انقلابی دانست. این نگرش، عین پایبندی به اصولگرایی است. این سخن به معنای ظهور یک تشکیلات یا جناح سیاسی تازه نیست بلکه تاکید بر گفتمانی است که باید در تمامی جبهههای انقلاب و جناحهای سیاسی کشور مورد توجه قرار گیرد.
ج – تعامل میرحسین با رهبری
برخی با توجه به تفاوت سلیقههای موجود میان میرحسین موسوی با مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری ایشان، چنین تصور میکنند که در تعامل میان میرحسین با رهبری، مشکلاتی ظهور خواهد کرد در حالی که این سخن، بیوجه است. اولا در آن سالها، هر دو بزرگوار در حد دو مدیر اجرایی با یکدیگر همکاری میکردند در حالی که اینک، صحبت از مناسبات میان رهبری و نهادهای دیگر است و میرحسین موسوی و بسیاری از دیگران، از سر اعتقاد و مطابق قانون، به شخص و شخصیت رهبری، نگاه متفاوتی دارند. نکته دیگر این که در گذشته به دلیل برخی نارساییها و ابهامات در حوزه وظایف ریاست جمهوری و نخست وزیری، بروز برخی اختلافات، طبیعی بود و هر دو نفر دیگری هم در این جایگاه قرار میگرفتند، احتمالا در مسیر کار، دچار اختلافاتی میشدند. همچنین باید دانست که در بیان آن اختلافات، بزرگنماییهایی صورت میگیرد و میزان آن، بسیار کمتر از آنی است که برخی تصویر میکنند.
د – خاتمی کنار میرود
اعلام نامزدی میرحسین موسوی پس از اعلام نامزدی خاتمی، ممکن است این توهم را ایجاد کند که او مجبور به رقابت با خاتمی است اما واقعیت این است که خاتمی باید به نفع میرحسین کنار بکشد زیرا تا مدتی قبل، وی خود به صحنه آمدن موسوی را پی میگرفت و تاکید کرده بود که یا او یا موسوی خواهند آمد. اعلام نامزدی خاتمی نیز در شرایطی صورت گرفته بود که میرحسین موسوی همچنان بحث شرکت در انتخابات را جدی میدانست و با این حساب، تعجیل خاتمی در اعلام نامزدیاش، توجیه نداشت. اینک با به صحنه آمدن موسوی، هیچ چارهای نمیماند جز آن که خاتمی اعلام انصراف کند و به نفع میرحسین کنار بکشد. با توجه به عقلانیتی که از خاتمی سراغ داریم، این امر اتفاق خواهد افتاد ولو آن که دوستان حزب مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، این ایده را نپسندند و خاتمی را بر میرحسین ترجیح دهند. خاتمی میداند که حضورش، حتی از منظر جناحی نیز به سود جناح او نیست چرا که با آمدن او، جبهه مقابل به وحدت میرسد ولی با به صحنه آمدن موسوی، آن جناح دچار کثرت میشود و طیف عاقل و ارزشی اصولگرا به سوی میرحسین موسوی تمایل نشان خواهد داد.
ه – کروبی چارهای جز کنار رفتن ندارد
کروبی از روحانیون انقلابی و ارزشی طیف اصلاحطلبان، با ایستادگی در مقابل طیفی از اصلاحطلبان تجدیدنظرطلب، خط روشنی را با آنها ترسیم کرد و برای مقابله با آنان در کنار رقابت با اصولگرایان، وارد عرصه رقابت انتخاباتی شد. این انگیزه را باید ارج گذاشت و تلاشهای وی تا این مقطع را باید پاس داشت. در عین حال، ادامه حضور وی در انتخابات با آمدن میرحسین موسوی، توجیه منطقی ندارد. وی میداند که میرحسین موسوی، نامزد شایستهای است و آن نگرانیها که از قبل نامزدی خاتمی در ذهنیت کروبی نقش بسته بود، در مورد میرحسین موسوی موضوعیت ندارد. تعلق خاطر کروبی به میرحسین هم نقل محافل است و شانس رای آوردن موسوی نیز بسیار بیشتر از کروبی است. با این حساب انتظار میرود که کروبی نیز در آخرین مراحل، به نفع موسوی، کنار بکشد و به جمع حامیان او بپیوندد. اگر کروبی خود چنین تصمیمی نگیرد، باید انتظار داشت که حزب اعتماد ملی که او را به صحنه رقابت انتخاباتی فرستاد، او را از ادامه حضور در صحنه باز بدارد و با تصمیم جدید حزبی، میرحسین موسوی، نامزد مورد حمایت حزب تلقی شود. اگر علیرغم این تصمیم، باز کروبی بخواهد در عرصه انتخابات به عنوان یک نامزد انتخاباتی باقی بماند، در آن صورت باید انتظار داشت که حزب اعتماد ملی از درون متلاشی شود چرا که عده بزرگی از اعضای حزب و شورای مرکزی آن، به سوی میرحسین موسوی خواهند آمد.
و – حمایت برخی ملی مذهبیها از میرحسین!؟
در چند روز گذشته، شاهد حمایت برخی از چهرههای روشنفکر دینی و ملی مذهبی از میرحسین موسوی بودیم. این امر یک دلیل روشن دارد. از میان نیروهای روشنفکر دینی با تمایلات ملی و مذهبی، طیفی وجود دارند که به پیگیری همزمان عدالت و آزادی تاکید دارند و در حوزه سیاست خارجی هم به آرمانهایی چون مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم، پایبندند. این طیف با توجه به ذهنیتی که از میرحسین موسوی در دوران 8 ساله دولتش دارند، بر این باورند که میتوانند با این گفتمان همراهی کنند و طبعا برای آنان، میرحسین موسوی بر بسیاری از دیگران از جمله خاتمی و احمدینژاد و دیگران، ترجیح دارد. این حمایت را باید قدر نهاد و انتظار داشت که در حیطههای دیگری از جمله اعتقاد میرحسین موسوی به اندیشه و آرمان امام خمینی، روند کلی انقلاب، چارچوب نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه هم سرایت پیدا کند. در عین حال، این حمایتها که نشاندهنده استعداد میرحسین موسوی در ایجاد وفاق ملی است، دلیلی بر همسویی موسوی با آنان نیست و حاصل توافق دوجانبه محسوب نمیشود.
میرحسین موسوی،نخست وزیر دوران پرافتخاردفاع مقدس،باصدور بیانیهای نامزدی خود را در دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.
به گزارش آینده، مشروح بیانیه مهندس میر حسین موسوی که از سوی دفتر ایشان منتشر شده به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ریاست جمهوری که بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیک میشود. در آستانۀ این رویداد سرنوشتساز جای آن است که هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه که به تحقق این آرمانها در چارچوب جمهوری اسلامی فکر میکند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یک جامعه ارزشی مبتنی بر آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) و متکی بر اندیشههای حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی کند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست که اینجانب طی ماههای گذشته با کمک و همفکری آنان در تکاپوی این جستجو بودهام؛ وضعیت کشور ، انتخابهای پیشرو ، حوادث ممکن، ظرفیتهای موجود و بسیاری نکات خرد و کلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی که در وهلههای گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا میخواندند بیشتر مرا متقاعد کردند که این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب میکند. اینک نه از روی خودپسندی تا ارزشها و ارجمندیهای همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام مینمایم.
مستضعفان این مطمئنترین پایگاه برای ارزشهای برآمده از انقلاب اسلامی و آمادهترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصولگرایی صبورانه بهگوشند که آیا فرزندان مصدرنشینشان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار میکنند و بر وظایف تخطیناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار میکنند. معنای این انتظار را چگونه لمس کرده است کسی که نداند در سفرههای کوچک آنان اولیتر از نان اعتنای صادقانه به ارزشهایی است که جان جوانانشان را خرج آن کردهاند؟ این اولویتی است که چشمههای برکت را از زمین میجوشاند. تنها نمونهای از این جوشش دستآوردهای برگشتناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هستهای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس میکردند که آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب کردن ندارند هرگز چنین جوششهایی از آنان سر نمیزد. ما این کامیابیها را با هزینه کردن بودجههای نجومی به دست نیاوردهایم، بلکه ارزشها هستند که چنین میوه دادهاند و برکت آفریدهاند.
بهویژه جا دارد که ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندینباره قرار گیرد. این آرمانی است که خرازیها و باقریها و باکری ها در پای آن جان دادهاند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمیایستادند از جمله نخستین نعمتهایی که از ما سلب میشد آزادی بود. ما را چه میشود که به کمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب میکنیم تا به جایش برجهایی از جاهطلبی خود بسازیم؟ باید بدانیم که گشودگی در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز کوشش برای یافتن راه حل هایی که به نیرومند شدن اقتصاد کشور بیانجامد ، فضای کسب و کار را رونق دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه کند از اهمیت نخواهد انداخت .
شاید کسانی تصور کنند عجله برای عملی کردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوهای را مباح میکند، ولو این که شامل قانونشکنیهای گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر میکنم که تداوم چنین رویهای به آشفتگیهای لاعلاج در نظام مدیریتی منجر میشود، تا جائی که یک روز در کشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هایی که تبعیت از قانون در اختیار قرار میدهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک میزنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیتهای عظیمی است که همچنان میتوانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی که اصلهای 43 و 44 از این میثاق ملی را شکل دادهاند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظفیم منابع کمیاب موجود را با تخصیص حداکثری در جهت تحقق هرچه کاملتر آنها به کار بندیم و از هدر دادن این منابع در خدمت منافع کوتاه مدت و اغراض سیاسی کم بها جلوگیری کنیم .
اینجانب ادعا نمیکنم که اهداف پیش رو به صرف انتخاب یک شخص قابل دستیابی است، بلکه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاستها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزشهای بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است که میتواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به یاد داشته باشیم که یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامة عمل نمی پوشند برتری دارد.
به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر میشود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعههایی از آنچه که هست را به مردم میچشاند و نمونهای از دولتی که برقرار خواهد کرد را در معرض دیدگان بینا قرار میدهد. شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خردهگیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.
در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست که استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبکارانه بدانم، بلکه میخواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیدهام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشهدار میکند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سکوت است، چه رسد به آن که خدایناکرده خود مرتکب هتک حرمت و بیادبی نسبت به کسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد که بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل میکند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچوجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفکری همه اندیشهها و گفتمانها ، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حکمتی که در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.
برای مردم ایران آرزوی بهروزی میکنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعدههایی که به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا کند، که پیامبرانش گفتهاند: فمن تبعنی فانه منی.
میر حسین موسوی
اول از همه برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي ،
و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اينگونه نيست ، تنهاييت كوتاه باشد ،
و پس از تنهاييت ، نفرت از كسي نيابي.
آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد .......
اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،
از جمله دوستان بد و ناپايدار ....
برخي نادوست و برخي دوستدار .....
كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگي بدين گونه است ،
برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي......
نه كم و نه زياد ..... درست به اندازه ،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند ،
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا كه زياده به خود غره نشوي .
و نيز آرزو مندم مفيد فايده باشي ، نه خيلي غير ضروري .....
تا در لحظات سخت ،
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است،
همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي ،
نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند ........
چون اين كار ساده اي است ،
بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند .....
و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي ،
خيلي به تعجيل ، رسيده نشوي......
و اگر رسيده اي ، به جوان نمائي اصرار نورزي ،
و اگر پيري ،تسليم نا اميدي نشوي...........
چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم سگي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك
سهره گوش كني ، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد.....
چراكه به اين طريق ، احساس زيبايي خواهي يافت....
به رايگان......
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روييدنش همراه شوي ،
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.
به علاوه اميدوارم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي.....
و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي :
" اين مال من است " ،
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است !
و در پايان ، اگر مرد باشي ،آرزومندم زن خوبي داشته باشي ....
و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي ،
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد
اگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد ،
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم
......................
ويكتور هوگو

