تبليغاتX
دلدادگی

 خبرگزاری محترم ایرنا در گزارشی درباره نحوه برخورد تظاهرکنندگان با موسوی و کروبی نوشت: «مردم به خودروی میرحسین در راهپیمایی آسیب زدند». و نوشت: «محافظ کروبی گاز اشک‌آور پرت کرد».
اگر اوضاع همین‌طور پیش برود احتمالاً گزارش ایرنا در چهار سال آینده از راهپیمایی‌های روز قدس چنین خواهد بود.

سال اول
میرحسین موسوی که با خودروی شخصی‌اش در میان تظاهرکنندگان حضور پیدا کرده بود تا با خودرو به آنها بزند، وقتی دید موفق نمی‌شود با پراید از روی مردم رد بشود، دستی خودروش را کشید. کتش را
در آورد و با قفل فرمان به جان تظاهرکنندگان افتاد. مهدی کروبی هم نعلینش را در آورده بود و با آن توی دهن یک یک تظاهرکنندگان می‌زد.

سال دوم
میرحسین موسوی که طی سال گذشته به فراگیری فنون رزمی فول‌کنتاکت جوجیتسو پرداخته در روز قدس با قمه به میان تظاهرکنندگان آمد و همه را خط خطی کرد. کروبی هم پول‌هایی را که از شهرام جزایری گرفته بود به راکی و بروس‌لی و ترمیناتور و فرانکی و جومونگ داده بود و آنها را برای دعوا با خودش به تظاهرات آورده بود. اگر بچه‌های پایین نبودند، اوضاع خیلی خراب‌تر از این که هست می‌شد.

سال سوم

میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در سال گذشته با استفاده از انواع سلاح‌های سرد و گرم و ولرم به صورت شبانه‌روزی به جان مردم افتاده‌اند و نصف بیشتر مردم حتی طرفداران خودشان را کشته‌اند، امسال نیز همزمان با روز قدس به میان تظاهرکنندگان آمدند و طی یک اقدام ضد بشری، الباقی مردم ایران را هم کشتند، بعد با کمال خونسردی در حالی که از نظر عمودی تا کمر در خون مردم بودند، به خانه‌هایشان برگشتند.

سال چهارم

دیروز همزمان با راهپیمایی روز قدس باز هم میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خیابان‌های شهر آمدند. این دو در حالی که تا دندان مسلح بودند در میدان انقلاب یکدیگر را ملاقات کردند. شهر خالی از سکنه را سکوتی محض فرا‌گرفته بود. باد خس و خاشاک را با زوزه‌ای عجیب جا به جا می‌کرد. یک بوته خشک خار در طول خیابان روی زمین قل می‌خورد. آن دو اسب‌هایشان را جلوی کافه بسته بودند و حالا در چشمان هم نگاه می‌کردند. باد تابلوی کافه را تکان می‌داد و صدای جیر جیر یکنواختی به گوش می‌رسید. این صدا در موسیقی «خوب، بد، زشت» ساخته انیور موریکونه گم می‌شد. هیچ کدام از دو مرد مسلح تکان نمی‌خوردند. سگ لاغر لنگی زوزه کشان از کنار آن دو گذشت و دور شد. آنها هنوز به هم چشم دوخته بودند.

کروبی: هی! میرحسین واسه چی اومدی توی خیابون؟
موسوی: ببین میتی! صد دفه گفتم تو باید از سر راه من بری کنار!

کروبی: هه! بشین بینیم بابا! تکون بخوری سوراخ سوراخت می‌کنم.

موسوی: اگه راست می‌گی اسلحه را کنار بذار. مث مرد بجنگ.
کروبی: باشه.
هر دو مرد سلاح‌هایشان را کنار می‌گذارند. هر کدام به اندازه یک وانت نیسان سلاح بغل دستشان تلنبار می‌کنند.
بعد به جان هم می‌افتند. گرد و خاک بلند می‌شود. دیگر نمی‌شود چیزی دید.

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در دوشنبه 1388/06/30 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عصردیروز جمع كثيري از نويسندگان و هنرمندان كه در عرصه دفاع مقدس فعاليت داشتند مهمان آقا(رهبرانقلاب اسلامی) بودند تا پس از گفتگويي رودرو نمازمغرب و عشا را اقامه كرده و افطار را با ايشان صرف كنند.
 
سایت پارسینه به نقل از وبلاگ محمد گبرلو نوشت:

ساعت سه و نيم جلوي درب فلسطين حاضر شدم تا با دوستي كه كارت ملاقات در اختيارش بود وارد حسينيه شويم . جلوي درب ورودي كه منتظر بودم تا دوستم برسد متوجه شدم جمعيت كثيري برخلاف انچه كه گفته بودند و در ذهن داشتم دعوت شده اند از فيلمسازان گرفته تا نويسندگان ادبیات و تئاتري ها و گرافيست ها و عكاسان و مجمسه سازان و برنامه سازان تلويزيوني و سرداران سالهاي دفاع مقدس ، حتي ازهنرمندان شهرستاني هم آمده بودند.مشخص شد کارت دعوت در اختیار چند متولی فرهنگ و هنر از جمله ارشاد و انجمن سینمای دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و...بوده و آنان بر اساس لیست خود افراد را دعوت کرده اند.

جلوي درب فلسطين نمايندگاني از نهادي دفاع مقدس و يا ارشاد حضور داشتند كه كارت را در اختيار مهمانان خودشان قرار ميدادند. ولي بهرحال جمع خوبي بود ، به نوعي ديدارها تازه شد و اکثریت كساني بودند كه سالهاست در عرصه دفاع مقدس فعال هستند اما درگيريهاي كاري مانع از ملاقات يگديكر مي شد و اين ديدار بستر مناسبي براي روبوسي و احوالپرسي و بيعتي دوباره و ديداري مجدد با آقا بود. هنگام ورود به حسينيه به عده اي كارت ويژه تر ميدادند تا بتوانند دررديف هاي جلو قرار بگيرند .

راس ساعت 5 هنوزجمعيت درحال جابجايي بود که آقا آرام و بدون همراه و يا محافظي كه معمولا اين ايام در عكس ها ديده ميشود وارد شدند و جمعيت جلو ناگهان صلوات فرستادند. اينجا بود كه مابقي جمعيت متوجه شدند و همگي شعار صل علي محمد .... سر دادند . برنامه با تلاوت قران و سپس شعر خواني مجري برنامه اكبر نبوي آغاز شد.

قرارشد به ترتيب نوبتي كه از قبل تعيين شده عده اي براي سخنراني كوتاه و ارايه نقطه نظرات دعوت شوند . اولين نفر حبيبب احمد زاده بود كه به صراحت بيان در خاطرات دفاع مقدس مشهور است اما برعكس فقط به ذكر خاطره اي از حضورش در جنگ اشاره داشت و تلويحا بيان كرد" نبايد حركت هاي نابجايي انجام شود كه باعث خشنودي دشمنان گردد" و بعد نوبت مرتضي سرهنگي نويسنده و محقق معروف شد . اوكه آرام و متين سخن مي گفت معتقد بود" ادبيات جنگ درسالهاي دفاع مقدس و بعد از آن ساخته نشده است بلكه متولد شد.

بنابراين براي حفظ و يا رشد اين ادبيات نياز به وكيل و وزير نيست بلكه نياز به پدري است كه دلسوز باشد ." انسيه شاه حسيني هم كه مدعي است آدم رك و سريع الهجه است نفربعد بود كه او هم به خاطره اي از شهيد علم الهدي پرداخت و گفت" نبايد كاري كنيم كه رفتار خود شرمنده باشيم.

" حميد شريفي گرافيست محبوب بعدي بود كه به حوزه تخصصي خود پرداخت و معتقد بود" مشكل عمده اين رشته اين است كه مديران انتصابي مختصص رشته مورد نظر نيستند" و بعد سعيد قاسمي مرد همچنان در سنگرپشت تربيون رفت و خيلي زيبا به حركت هاي فرهنگي بعد از سالهاي دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود "حركت فرهنگي در كشور مركز فر ماندهي و يا خط مشخص مبارزه و دفاع ندارد". مسعود فراستي هميشه منتقد نيز اين بارهم مثل هميشه به انتقاد از سينماگران و مسئولان و جشنواره هاي خارجي پرداخت ومعتقد بود "در عرصه فرهنگ و سينما جريان پويايي كه ارزش ها و آرمانها را با خود داشته باشد نمي بيند .

" اكبر نبوي كه قرار بود نقش مجري را ايفا ميكرد" با انتقاد از سخنرانان جلسه كه چرا صريح و منتقدانه حرفهاي دل خود را بيان نميكنند خود نيز به ايراد سخن پرداخت و خيلي مستدل به ضعف بودجه نويسي كشور در خصوص فرهنگ و سينما پرداخت ." دكتر سنجري سخنران بعدي بود كه برخلاف برخي دوستان كه عرصه فرهنگ دفاع مقدس را خيلي منفي ديده بودند مستدل و مستند به توليد فراوان برخي آثار مكتوب وتصويري در خصوص دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود "مواظب باشيم بعضي ضعفها ما را از قله هايي كه ايجاد كرده ايم دور نگه ندارد.

" در اين هنگام نبوي از مجيد مجيدي دعوت كرد كه پشت تربيون قرار بگيرد . او كه تقريبا بعد از شروع برنامه به جمع پيوسته بود ابتدا اعلام كرد تبركا اينجا آمده و در عرصه دفاع مقدس فعاليتي نداشته است وسپس درحالي كه لحن آرام اما غمگيني داشت مطالبي را بدين مضمون گفت :



" تبركا اينجا آمدم ... طعم روزهاي زيباي دفاع مقدس همه ما را دلتنگ ميكند... حال آن روزها من را دچار افسردگي مي كند.. هم اكنون بر ما چه مي گذرد...دوراني كه پر از شور و شعف بود. دوراني كه كسي زور نمي زد صف اول باشد ، نامش در تيتر اول باشد ، همه تلاش ميكردند مخفيانه كار بكنند، كسي نبيند كه چه كسي كفش شان را واكس ميزند ، مردمي كه نداشته شان را تقسيم ميكردند... براستي چه شد آن روزها ... آن روزهاي زيبايي كه اسم شان را بگذاريم روياهاي سرزمين من ، سرزمين ايران... انگار جنگ واقعي كه پر از كينه است الان دارد اتفاق مي افتد ... كسي آن موقع به كسي تهمت نميزد ، همديگر را متهم نميكرد .

حال چرا اينجوري است ... " مجيدي در اين لحظه ناگهان بغض كرد و با صدايي اشك آلود خطاب به آقا گفت :

آقا ما دلتنگ ايم . آقا من حالم خوب نيست .. كجا داريم ميرويم ...چرا به چنين روزيي افتاديم ... چكار مي كنيم ..." و سپس در آرامش ادامه داد " همه چي را داريم قطعه قطعه مي كنيم ... آن رشادتها كجا رفتند ... غرور ما را گرفته ... ماچيزي از خودمون نداريم هر چه داريم متعلق به شهداست و مرداني كه پايمردي كردند تا ما در عرصه هاي مختلف قدم برداريم .

قهرمان واقعي ما آنها هستند ... " و سپس دوباره با حالت بغض گفت "آقا من حالم خوب نيست ... حال خيلي از فيلمسازها خوب نيست ... خيلي از فيلمسازها امروز نيامدند و البته دليلش بي حرمتي نبود بلكه مايل بودند در موقعيتي مناسبترحضورتان بيايند و حرفهاشان را با آقا بزنند ... همه دارد از دست ميرود... داشته و نداشته هاي ما دارد از بين ميرود ...

چرا همديگر را متهم ميكنيم ... همه چي يكطرفه است... من همين جا اعلام ميكنم تلويزيون حق ندارد اصلا تصوير من را پخش كند. براي اينكه مجيدي را ميبرد در ليست سياه ... من هيچي ندارم . هرچي دارم از مردم و انقلاب است ...

اگر درايت و تدبيرخردمندانه شما نبود هر كاري ميخواستند ميكردند... من آن ليست را ديدم ... تلويزيون حق ندارد حتي در مديريت جديد هم حق ندارد تصوير من را پخش كند ... همه ضررها بخاطر اين است كه عصر خودمان را فراموش كرديم ...به يك وضع نامتعادلي رسيديم ، به يك وضع بي اخلاقي ، فضاي دروغ ، تهمت ... فيلمي كه من ساخته بودم سه بار اعلام كردم اين خانم هنرپيشه نيست اما سه بار در رسانه هاي رسمي اعلام كردند هنرپيشه است ... چرا به اينجا رسيديم .

بخاطر اينكه از ريشه ها جدا شديم ، تهي شديم ريشه هايي كه متعلق به ائمه معصومين است ... روز به روز از معنويت فاصله گرفتيم، به شعار زدگي محض رسيديم ، در آن دوران زيبا ما اينجوري نبوديم. اميدوارم به لطف پروردگار و خون شهدا و عزيزاني كه پشتوانه انقلاب بودند ما برگرديم به عصر خودمان ، به باورهاي عصر خودمان كه ايران سربلند و پر از اميد داشته باشيم" پس از سخنان مجيدي در حالي كه سكوت جلسه را فرا گرفته بود آقا با آرامش و مهربانی مطالبي را بدين مضمون فرمودند " آقاي مجيدي بخاطر هنرمند بودنشان روح لطيف دارند و خيلي حساس هستند.

من اين حرفها را قبلا هم از ايشان شنيده بودم و اشك ايشان را كه از خلوص بود ديده بودم... آن روزي كه روزهاي دفاع مقدس بود همان روزها هم همين جور دعواها بود ، خيال نكنيد نبود ، به حافظه مراجعه كنيد اين دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهي از تهران ميامدند نكاتي را مي گفتند بعد ديدم در سالهاي 63 64 65 هم بچه ها در كتاب خاطرات خود نيز به آنها اشاره ميكردند...آن موقع كنار آن بهشت، جهنمي بود الان هم كنار اين جهنمي كه شما حس ميكنيد بهشت هايي وجود دارد .

" دراين بين طلبه جواني اجازه خواست سخن بگويد و بدون توجه به فضاي جلسه به نحوه اداره جلسه و سطح ضعيف سخنراني ها اشاره كرد كه اقا فرمودند من هم مثل يكي از شما حاضرين هستم و اگر به نحوه اداره جلسه اعتراض داريد بايد به آن آقا بگوئيد (اشاره به نبوي) كه آن طلبه پذيرفت و به سمت نبوي رفت در اين بين يكي از فرماند هان سپاه بلند شد و اصرار كرد خاطره اي بگويد و هرچه اقا خواست كه تابع نظم جلسه باشد نپذيرفت و خاطره خود را با صداي بلند از ته سالن نقل كرد . او به نحوه شهادت يكي از پاسداران توسط ضد انقلاب دريك مجلس عروسي با خاموش كردن دهها سيگا ربر روي بدنش اشاره كرد و گفت" هنر امروز با سالهاي دفاع مقدس فاصله دارد .

" سپس آقا فرمودند ايشان مرتضي قرباني فرمانده لشكر 25 كربلا هستند كه در آن زمان روزي پيش من آمدند و با لهجه اصفهاني گفتند (آقا نيز با لهجه اصفهاني جمله قرباني را اينگونه نقل كردن ) آقا چند تا اسير زن گرفتيم ... آقا كنيزست!!" و همه حضار خنديدند و سپس آقا ادامه دادند" خاصيت هنرمند اين است كه آنچه را چشم معمولي نمي بيند ببيند ... خاصيت دل لطيف هنرمند اين است كه شامه حساس اش بوهاي بد را كه خيلي ها حس نميكنند حس كند و هشدار بدهد... اين رويه را كاملا تائيد ميكنم اين هشدار ها براي من دلنشين است

اما مراقب باشيد اين نگاه بد بينانه و تا حدودي واقعيانه شما را مايوس نكند ... توقع و انتظار از شما هنرمندان زياد است و بدانيد كه مي توانيد ..." در ادامه مراسم نبوي اعلام كرد چون وقت كم است ممكن است برخي براي صحبت حذف شوند و از آقا كسب تكليف نمود كه چه كنيم؟ آيا به صحبت هاي حاضرين ادامه دهيم يا اينكه از محضر شما فيض ببريم كه آقا فرمودند هر جور برنامه را تنظيم كرده ايد ادامه دهيد. در اين بين برخي حاضرين به نحوه انتخاب سخنرانها اعتراض كردند: ازجمله يكي از هنرمندان شهرستاني بلند شد وگفت

"ما هنرمندان شهرستاني هميشه در اين مراسم ها نقش سياه لشگر را بازي ميكنيم." برخي مايل بودند سخن بگويند و برخي مايل بودند سخنان آقا را بشنوند كه نبوي طالب زاده را پشت تريبون دعوت كرد.

طالب زاده با اشاره به اينكه در جامعه نياز به انتقاد سازنده داريم اشاره كرد "ما نبايد حرفهاي مردم را فقط در تاكسي و اتوبوس بشنويم بلكه بايد در رسانه ها نيز بشنويم اما در چارچوب قانون .

" و سپس خواستار راه اندازي شبكه مستقل براي پخش فيلم هاي مستند در خصوص مسائل روز شد. در ادامه مراسم طلبه جواني كه معترض به اداره جلسه بود پشت تربيون قرار گرفت و از برخي سخنرانان كه ساده و كم عمق سخن گفتند گله كرد و سپس به حركت جديد چند طلبه اشاره كرد كه در مجالس روضه خواني به توصيف شخصيت شهداي جنگ نيز ميپردازند ومعتقد بود" حركت نويي در جهت خدمت به شهداست .

" سپس نبوي سيد مهدي شجاعي را پشت نربيون دعوت كرد . شجاعي كه با تاخير پشت تربيون قرار گرفت گفت "قرار نبوده سخنران باشد بنابراين مطالبي را آماده نكرده و فقط به جهت احترام و عرض ادب پشت تربيون قرار گرفته است" و سپس خداحافظي كرد و نشست .مسافر آستانه نفر بعدي بود كه خيلي تند و سريع گزارشي از وضعيت دانشجويان تئاتر را از روي كاغذ خواند

در پايان مسعود ده نمكي کار ...گردان تازه به دوران رسیده ای که معلوم نیست مدرک هنرمندی خود را از کجا گرفته و با فیلم اخراجی ها بیشترین لطمه روحی و معنوی را به رزمندگان وارد کرد نكاتي را به عنوان اعتراض بيان ميكرد خود را به نزديك تربيون رساند و به دعوت نبوي پشت تربيون قرار گرفت . او كه با عجله و تند و مانند همیشه با پرگویی سخن ميگفت در اولین پاراگراف با کنایه به حرفهای مجیدی ، خطاب به آقا گفت

" اگر دل بعضي ها گرفته دل ما هم گرفته

. چرا از روي ما رد مي شوند و يا ما را هزينه ميكنند ".

ده نمكي سپس به وجود جريان مافيا در سينما اشاره كرد و گفت" برخي در سالهاي طولاني گذشته پول هاي فراواني گرفته اند اما اثر درخشاني ارايه ندادند.

"وی همچنین با تحلیل وضعیت فعلی سینما خروجی نیروهای آموزش دیده از این دروازه را غیر ارزشی و سکولار زده خواند و در پايان اظهار اميدواري كرد "همانگونه كه در باره جنگ احد و تلخي هاي شكست آن صحبت مي شود روزي بتواند درباره تلخ ترين شكست هاي سالهاي دفاع مقدس نيز براحتي صحبت كند."لحظات پاياني فرا رسيد و در حاليكه نحوه اداره نبوي همچنان مورد اعتراض بود آقا در لحظات كوتاه باقيمانده نكاتي را فرمودند.
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در چهارشنبه 1388/06/25 ساعت 1 بعد از ظهر | لینک ثابت |
ويژگي‌هاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخه‌هاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هستند.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، خلق و خوي هر فرد مي‌تواند روي سلامت جسمي وي تاثير بگذارد.

استفن بويل، محقق مركز پزشكي دانشگاه دوك در كاروليناي شمالي در اين باره اظهار داشت: اين ايده كه رفتار يا شخصيت مي‌تواند در بلند مدت روي سلامت انسان تاثير بگذارد موضوع تازه‌اي نيست اما در اين مقاله ميزان اين تاثيرگذاري مورد بررسي قرار گرفته است.

محققان مي‌گويند؛ در حالي كه افراد عصبي زودتر تحليل مي‌روند و ممكن است جان خود را به خطر بياندازند، برخي از افراد نيز به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند.

در اين تحقيق، پژوهشگران هفت نوع تفكر را عنوان كرده‌اند كه سلامت فرد را به خطر مي‌اندازد و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي مي‌گذارند كه عبارتند از:

- استرس: هر كاري مي‌كنيد اجازه ندهيد اين فهرست شما را نگران كند چون تحقيقات نشان مي‌دهد استرس و نگراني در طولاني مدت مي‌تواند كشنده باشد بويژه استرس‌هاي محل كار كه احتمال ابتلا به بيماريهاي قلبي، آنفلوآنزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد مي‌كند.

- غصه و تقدير: اندوهگين بودن نه تنها از نظر اجتماعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان مي‌دهد؛ افراد مبتلا به بيماريهاي عروقي اگر اندوهگين و غصه دار باشند زودتر مي‌ميرند. محققان مي‌گويند؛ نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و هم چنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير مي‌گذارد.

- اضطراب: محققان مي‌گويند؛ بر اساس يافته‌هاي علمي، نرخ ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كمتر مضطرب مي‌شوند،‌ پايين‌تر است. تحقيقات نشان داده است؛ خطر ابتلا به زوال عقل در سالمنداني كه آرام هستند،50 درصد كاهش مي‌يابد.

- فقدان خويشتن داري: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نمي‌توانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست داده‌ايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتن داري مي‌تواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان مي‌گويند انسانهاي خود دار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند.

- دلواپسي: افراد به شدت عصبي كه دائما نگران و مضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر مي‌ميرند. بعلاوه اين افراد اغلب بيشتر سيگار مي‌كشند به اميد اين كه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه مي‌كنند.

- بي‌هدفي در زندگي: اگر احساس مي‌كنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عمرتان كوتاه خواهد شد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد؛ كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نمي‌شوند و ديرتر هم مي‌ميرند.

- بد بيني: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازمي‌گردد و خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي را افزايش مي‌دهد. اين افراد اغلب در رفتار مردم انگيزش‌هاي خصمانه پيدا مي‌كنند. دكتر بويل در مطالعات خود نشان داده افراد بدبين 25 درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماريهاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه مي‌كنند.

اگر شما هم صادقانه تصور مي‌كنيد كه هر كدام از اين مشكلات را داريد، ‌از همين امروز به خاطر سلامت خوتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كنيد.
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در دوشنبه 1388/06/23 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore